(۸ تا ۲۲ تیر ۱۴۰۴ )
تهیه شده توسط جمعیت حقوق بشر کوردستان ؛
(KMMK)
در ایران امروز، در سایهی بعد از جنگ چند روزه و سکوت، مرگ از دیوار خانهها بالا میرود. نه فقط مرگ توسط ماشین کشتار جمهوری اسلامی ؛که مرگ از درون، مرگ از خشم، مرگ از ناامیدی.
جنگی که به ظاهر پایان یافته ، اما آنچه به خانهها رسیده، چیزی عمیقتر و کشندهتر است: مرگ سیستماتیک، مرگ مشروعشده، مرگ بیپاسخ.
در پانزده روز گذشته، تنها در مناطق غربی کشور، دستکم ۷ زن توسط مردانی کشته شدند که باید پناهشان میبودند؛ پدر، برادر، شوهر. آنها نه به دست بیگانه، بلکه به دست “صاحبان قدرت در خانه” جان دادند.
زنکشی یک قتل ساده نیست؛ تجلی عینی قرنها خشونت نرینهمحور و ساختار مردسالار است. در ایران امروز، زن بودن خود یک جرم است، و قانون نه تنها مدافع زن نیست، بلکه شریک جرم قاتلان است.
اسامی قربانیان زنکشی:
• فخری تبار – پیرانشهر
• سنور ابراهیمی – مهاباد
• محدثه میرزایی – کرمانشاه
• سولماز عباسی – ارومیه
• محبوبه دلاوری – ایلام
• صدیقه رستمی – ایلام
• لیلا رستمی – ایلام
زنانی که به دست پدر، برادر یا همسرشان کشته میشوند، نه قربانیان جنایتهای فردی، که قربانیان ساختاری بیمار و مردسالارند؛ زنکشی، مرگ یک زن نیست، مرگ انسانیت در خانهایست که باید امنترین جا میبود.
در همین دو هفته، دستکم ۲۴ نفر در شهرهای غرب ایران با خودکشی به زندگی خود پایان دادند. این خودکشیها حاصل یک تصمیم شخصی نیست؛ بلکه نتیجهی مستقیم فشارهای اجتماعی، سرکوب سیاسی، فقر اقتصادی، و فقدان امید است.
خودکشی در ایران، در بسیاری موارد، قتل با تاخیر است؛ قتلی که عامل اصلی آن، حاکمیتیست که توان زیستن را از مردم گرفته است.
اسامی جانباختگان خودکشی :
1. آرام عبداللهی – پیرانشهر
2. دیار روئینتن – پیرانشهر
3. مهران پوراحمد – بوکان
4. فریده محمدی – مهاباد
5. پروین نصیری – مهاباد
6. مهران نادریفر – مهاباد
7. جعفر روشنی – ایلام
8. رضا کریمی – ایلام
9. عمر رویینی – مریوان
10. دیمن اولیننژاد – بوکان
11. ایلیا امین عشایری – پیرانشهر
12. هادی حسنوند – الشتر
13. علیرضا فراشی – خرمآباد
14. محمد امین آسترکی – همدان
15. حمیرا سیاری – سردشت
16. احمد رحمانی – ایلام
17. آرش احمدیان – ایلام
18. رضا حسنوند – خرمآباد
19. مهدیس پورمیری – ارومیه
20. ماهان عسگری – ایلام
21. محمد کرمی – گیلانغرب
22. سعید دوگانه – کرمانشاه
23. زیبا پذیره – کهگیلویه و بویراحمد
24. نیما امینی – ارومیه
در این دو هفته، دستکم ۷ نفر در درگیریهای خیابانی یا نزاعهای خانوادگی جان باختند. این مرگها نشانهای واضح از وضعیت بیثبات روانی و اجتماعی مردماند؛ جامعهای که خشم انباشتهشده در آن، هر لحظه ممکن است منفجر شود.
قربانیان خشونت شهری و خانوادگی:
• مهرداد محمدیان – نقده
• بهزاد قادرپور – بوکان
• علی محمدی – نقده
• وفازانی – سنندج
• فرشید فرجیمقدم – لرستان
• فردین بیگیمیر – کرمانشاه
• داوود رضایی – کرند غرب
این خشونتها ریشه در نبود عدالت، نبود رفاه، بیثباتی اقتصادی، و فروپاشی نهاد خانواده دارند. خشونتی که حاصل سیاستهای فاسد حاکمیت است، نه انتخاب مردم.
جنگ ایران و اسرائیل گرچه در ظاهر از مرزها گذشته، اما انفجار واقعی در روان مردم رخ داده است. تورم بیسابقه، کاهش روزافزون قدرت خرید، بیکاری گسترده، بیخانمانی و مهاجرت اجباری، همه نشان از بیکفایتی حکومتی دارد که سالهاست جز فقر، مرگ و سرکوب چیزی برای مردم نداشته.
در کنار عواقب جنگ، سرکوب سیاسی و بازداشتهای بیرویه همچنان ادامه دارد. اعدامها هر هفته، با بیخبری کامل خانوادهها و وکلا، به اجرا درمیآید. سیاست رسمی، سکوت است.
رسانههای حکومتی لب بستهاند، اما خون جاریست.
سکوت در برابر زنکشی، سکوت در برابر خودکشی، سکوت در برابر مرگهای خیابانی، همراهی با قاتل است.
لازم به ذکر است که ؛آمار ثبتشده تنها بر پایه گزارشهای مردمی و منابع محدود محلی گردآوری شدهاند؛ با توجه به سانسور شدید، فشارهای امنیتی، و سکوت رسانههای رسمی، احتمال میرود تعداد واقعی قربانیان بسیار بیشتر از آن چیزی باشد که اعلام شده است.
ث-م

