ک.م.م.ک:
بر اساس گزارش های رسیده به جمعیت حقوق بشر کوردستان در هفتهای که گذشت (۳۱ فروردین تا ۷ اردیبهشت ۱۴۰۴ / ۲۰ تا ۲۷ آوریل ۲۰۲۵)، موج تازهای از خودکشی و قتل، بار دیگر پرده از واقعیت تلخ جامعهی ایران برداشت؛ ۱۱ خودکشی و ۷ قتل تنها در طول هفت روز. این آمار، هرچند تنها بخشی از واقعیت است، اما به اندازهی کافی گویای عمق بحران است.
قتلهایی که میتوانستند رخ ندهند:
۱. قدرت فولادی – لرستان، در جریان میانجیگری برای پایان یک درگیری هدف چاقوی ضاربان قرار گرفت و جان باخت.
۲. علی آذرخش – خرمآباد، کشتهشده در درگیری خیابانی
۳. مسلم کرماللهی – ایلام، کشتهشده در درگیری خیابانی
۴. علی بابایی – ارومیه، کشتهشده در درگیری خیابانی
۵. گلاب فرامرزی – کرمانشاه، زنکشی؛ به دست داماد خانواده به قتل رسید.
۶. سمیرا عبدالرحمانی – بوکان، زنکشی؛ توسط نزدیکان خانواده کشته شد.
۷. ستاره موسیپور – خوی، زنکشی؛ قربانی کودک همسری وخشونت خانوادگی.
در این هفته، سه زن قربانی خشونتهای خانوادگی شدند.
زنکشی، یک قتل یا حادثهی فردی نیست.
زنکشی حاصل سالها فرهنگ غلط، پوسیده و نهادینهشدهای است که زن را «مالکیت» مرد و «ابزار» خانواده میبیند. این جنایتها، نتیجهی مستقیم سرکوب سیستماتیک زنان، نبود آموزشهای برابریخواهانه، و قوانینی است که به مردان حق کنترل و خشونت علیه زنان را میدهد. تا زمانی که این نظام فکری تغییر نکند، زنکشی نه یک استثنا، بلکه بخشی از واقعیت روزمره خواهد بود.
خودکشیهای تحمیلی؛ نوجوانان، جوانان، و پدران بیپناه:
۱. زهیر زینی – ۱۴ ساله – آبدانان
۲. ماریا شریفی – ۱۶ ساله – بانه
۳. کسری کاظمی – کرمانشاه
۴. عمر بالوایه – پیرانشهر
۵. سعید رمضانی – ارومیه
۶. آمنه دما – پیرانشهر
۷. کوهکن کشتمن – کرمانشاه
۸. ابوبکر تاک – مهاباد
۹. محمدرضا محمودی – نهاوند
۱۰. سعدون جمشیدی – بوکان
۱۱. سینا صالحی – ربط
در میان این خودکشیها، مرگ دو نوجوان و یک پدر ۴۵ ساله (پدر پنج فرزند در مهاباد) نماد آشکار بیپناهی مردمانی است که نه حمایت اجتماعی دارند، نه امید به آینده.
هیچ کدام از این خودکشیها و قتلها نیازی به تسلیت ندارند؛ آنها صداهای خاموشی هستند که باید شنیده شوند. این مرگها تصادفی نیستند؛ آنها نتیجهی مستقیم سیاستهایی هستند که جامعه را به پرتگاه فروپاشی سوق دادهاند.
آمار خودکشی و قتل در شهرهای کوردستان و غرب ایران، تنها بخش کوچکی از واقعیتیست که روزانه در سراسر کشور تکرار میشود. جمهوری اسلامی، با تبدیل ایران به کارخانۀ مرگ، هر روز انسانی دیگر را قربانی میکند؛ انسانی که شاید میتوانست زندگی کند، اگر تنها کمی امید، امنیت و آزادی در دسترسش بود.
ما این اسامی را ثبت میکنیم، زیرا هر چهره، هر نام، داستانیست که نباید در آمارهای سرد و بیروح دفن شود.
ث-م

