ک.م.م.ک:
بر اساس گزارشهای رسیده به KMMK، در هفتهای که گذشت (۱۷ تا ۲۴ فروردین ۱۴۰۴ / ۶ تا ۱۳ آوریل ۲۰۲۵)، آمار تکاندهندهی خودکشی و قتل در مناطق مختلف ایران، بهویژه در کوردستان، بار دیگر چهرهی خشونتبار و بیرحمانهی بحرانهای اجتماعی و روانی در جمهوری اسلامی را آشکار کرد. طی این هفته، دستکم ۱۲ مورد خودکشی و ۹ مورد قتل (که ۴ مورد آن زنکشیست) به ثبت رسیده است.
خودکشیهای ثبتشده:
۱. رسول پور – بوکان
۲. منوچهر شهریاری – میاندوآب
۳. سیامند عزیزی – سردشت
۴. مصطفی احمدی – کرمانشاه
- فرزاد خضری – بوکان
- یوسف کهزادیان – ایلام
- بهزاد قیطاسی – کرمانشاه
- داریوش اوموئی بدرش – خوی
- زهرا کچلانو – خوی
- سیدطه حسنی – بوکان
- وحید مرادی – آبدانان
- میلاد لطفیپور – ارومیه
این قربانیان، اغلب از جوانان و اقشار تحتفشار بودهاند. آنها نهتنها از سوی جامعه طرد شده بودند، بلکه در کشوری زندگی میکردند که هیچ پناهی برای رنجهای روانی و معیشتیشان نبود. این خودکشیها، نه «حادثه» که نشانهایست از بحرانی گسترده، نشانهای از جامعهای خسته، فقیر، و بیامید.
زنکشی: وقتی خانه به قتلگاه بدل میشود
طی این هفته، چهار زن و چند کودک نیز در جریان زنکشیها جان خود را از دست دادهاند.
• در ایلام، مردی همسر باردار خود زهرا نورمحمدی و دو فرزندش حمیدرضا و محمد کهزادیان را با سلاح گرم به قتل رساند.
• در بروجن، زهرا کردیزدی و دختر خردسالش شیدا مرادی قربانی خشونت همسر شدند.
• در خراسان شمالی، یک زن به دست همسر خود کشته شد.
• در کرماشان، فرزانه مرادی که باردار بود، همراه با دو جنین دخترش، قربانی زنکشی شد.
این فجایع، حاصل ساختاری مردسالار، سکوت قانون و انکار حقوق زنان است. زنانی که نه تنها امنیتی در جامعه ندارند، که حتی در خانه نیز مورد خشونت و قتل قرار میگیرند؛ و هیچ نهاد قانونی پاسخگو نیست.
قتلهایی که جامعه را در بهت فرو بردند:
• امید آقایی، تازهدامادی از تکاب، پیش از مراسم ازدواج خود توسط دوستانش کشته شد.
• کاروان خدمتگزار، جوانی از مریوان، نیز قربانی خشونت دوستان خود شد.
افزایش این نوع قتلها بازتابی از جامعهای متلاشی است؛ جایی که روابط انسانی، بهجای اعتماد و همدلی، بر پایه خشونت، رقابت، و گریز از واقعیتهای تلخ شکل گرفتهاند.
مردم، قربانیان خاموش سیاستهای جنایتپرور جمهوری اسلامی
تمام این مرگها، در نهایت، پیامی واحد دارند: مردم ایران، بهویژه در مناطق تحتفشار مانند کوردستان، زیر بار خفقان سیاسی، فقر اقتصادی، و نابسامانی اجتماعی، هر روز بیشتر فرسوده و از پا درآمدهاند. جوانانی که باید آیندهساز باشند، یکییکی یا دست به خودکشی میزنند یا قربانی خشونت میشوند. زنان در سایه نبود قانون و پشتیبانی، سلاخی میشوند. و حکومت، همچنان با بیتفاوتی به این فاجعه نگاه میکند.
این هفته، مثل هفتههای پیش، یادآور این حقیقت تلخ است که جمهوری اسلامی، نه تنها نتوانسته امنیت، رفاه و آرامش فراهم کند، بلکه خود، ریشهی اصلی بسیاری از این فجایع انسانیست،سکوت نکنیم!
ث-م

