شهادت نامە خدیجە مهدی پور زندانی سیاسی اهل ایلام

ک.م.م.ک:

میشه خودتون رو معرفی کنید و برای خوانندگان این مصاحبه یک بیوگرافی مختصر بدین؟

خدیجه مهدی پور متولد ۱۳۶۶
ساکن استان ایلام

بله خیلی ممنونم، اینطور کە شنیدیم دوستان نزدیک شما را مارسیا خطاب میکنند؟

بله دوستان منو بیشتر به اسم مارسیا میشناسن تا خدیجه چون قبل بازداشت به دلایل امنیتی از این اسم استفاده کردم که این اسم برگرفته از کتاب شعر ریچارد براتیگان نویسنده ی آمریکایی هست.

بله بسیار عالی
رفیق مارسیا از تجربیات شخصی خو بگویید برایمان فعالیتهایتان و نگرش سیاسیتان به پیرامون به عنوانن یک فعال سیاسی زن؟

من فعالیت اصلیم را از سال۹۵ شروع کردم که بیشتر فعالیت در بستر مجازی بود
بعد اون توسط دوستانم دعوت بە همکاری با سازمان مجاهدین شدم ولی از اونجا که خط مشی سازمان مجاهدین را قبول نداشتم از این دوستان جدا شدم و سمپات سازمان اقلیت شدم
و فعالیت من بیشتر به چاپ تراکت و شعار نویسی برای سازمان بود البته بیشتر به صورت خود جوش و ساخت کلیپ های در حمایت از زندانیان سیاسی و حقوق زنان.
مهرماە سال ۹۹ بازداشت شدم که به اتهام تبلیغ علیه نظام به سه ماه حبس محکوم شدم ولی به دلیل عدم سابقه ی کیفری حبس من به جریمه ی نقدی تبدیل شد. مجدد مهرماه سال ۱۴۰۰ بازداشت شدم بە اتهام همکاری با گروههای معاند و عضویت در سازمان مجاهدین و کومله و توهین به رهبر ایران که از عضویت تبرئه شدم ولی به اتهام تبلیغ و توهین، به ۲۰ ماه حبس محکوم شدم
که به دلیل توبه نکردن شامل هیچ امتیازی نشدم.
تا اینکه بهمن سال ۱۴۰۱ به همراه بخشنامه ی عفو ۱۷ ماه از حبس خودرو گذرانده از زندان آزاد شدم.
مجدد در اسفند سال ۱۴۰۱ به دادگاه به اتهام نشراکاذیب احضار شدم که سه ماه و یک روز حبس محکوم شدم و ۲۸ مرداد بازداشت و بعد در ابان ۱۴۰۲ آزاد شدم.
در حال حاضرم یک پرونده ی جدید به دلیل همکاری با احزاب کورد، دمکرات،پاک و پژاک دارم.

نگرش شما به عنوان یک فعال سیاسی زن چیست؟

نگرشم اینه که همه انسانها فارغ از جنسیت و رنگ و نژاد با هم برابرند ولی در حد یک نگرشه، اینکه همه ی انسانها آزاد باشند.

اهداف و ایدەال شما چیست یا بە بیان دیگر
چه انتظاری از نگرشی که گفتید دارید؟


هدف من از مبارزه دستیابی به یک دنیای آزاده که مردم کشورم بدون دغدغه ی اقتصادی بدون ترس از زندان و شکنجه و یا زن کشی و مرد کشی بتونن زندگی کنند و تمام اقوام و ادیان در کنار هم و برابر باشند و جامعه به یک عدالت و برابری دست پیدا کنە.

رفیق مارسیا تا جایی که توضیح دادید و بر همه ما آشکار است چند باری بازداشت شدین و کار به زندان هم کشیده شد
در خبر های مربوط به شما فهمیدیم که در زندان مورد ضرب و شتم شدید توسط عده ای از زندانیان قرار گرفتید تایید میکنید؟

بله من چندین بار مورد ضرب و شتم قرار گرفتم و تنها به دلیل اینکه از نظر اعتقادی با افکار من مشکل داشتند.

متاسفم رفیق، اگر مایلین میشه برامون توضیح بدین ؟

اولین مورد این اتفاق از طرف خانمی بود که با من به زندان ورود کرد. یک شب که اخبار مربوط به عفو اعلام میشد یکی از زندانیان که خودشو حامی انقلاب اسلامی معرفی کرد با توهین به من خانوادم به طرف من حمله کرد که من کناره گرفتم ولی خب ایشون ادامه دادند و این منجر به درگیری شد.
اما مورد اصلی مربوط به شب تاسوعا بود که یک زندانی که قبلا از طرف اون بارها انواع تهمتها به من زده شده بود از من خواست که مکانی که عزاداری هست و ترک کنم من هم به نمازخانه رفتم و تمام شده دونستم این بحثو.
تا اینکه ساعت ۷ صبح با اجیر کردن ۵ زندانی دیگه و در ازای دریافت مبلغ ۱۰۰ هزارتومان از پشت سر من به حمله کردند که گردن و دست من اسیب دید.
این خانوم امنه فتاحی خواهر یک آخوند بودند که به دلیل همین اپشن در زندان هرکاری که میخواستن انجام میداد.
کارت تلفن منو بقیه مصادره شد
ولی کارت من تا یک ماه پس داده نشد
و طی یک برنامه ریزی و دعوای صوری با رئیس بند ایشون به انفرادی انتقال داده شد.
برای اینکه عنوان کنند ما با زندانی خاطی برخورد کردیم که با ورود من همراه این خانوم به انفرادی این برنامه ریزی بهم ریخت
ولی دقیقا بعد چند هفته اون خانوم به وکیل بند ارتقا داده شد فقط برای آزار مجدد من و باز چند زندانی که با اتهام قتل در زندان بودند مجدد توسط این خانوم برای اذیت و آزار من اجیر شدند که با اعتراف همون فرد این قضیه تمام شد.
که بعدا متوجه شدم خانوم فتاحی توسط چند نفر از نیروهای اطلاعات برای آزار من اجیر شدند.

بابت تمام این اتفاقات ناگوار که براتون افتاده واقعا متاسفم، بە دلیل عدم تفکیک جرائم د بندها میشە درک کرد که چقدر سخته این موضوع، زندان رژیم در ایلام رو چطور ارزیابی میکنید و وضع زندانیان رو چطور دیدید؟

وضعیت زندان واقعا اسفناک بود خصوصا از لحاظ تغذیه فقط غذای زندان موجود بود بدون هیچ خریدی از بیرون نه میوه و نه هیچ خوارکی دیگری، از لحاظ دارو درمان هم همینطور
که با پیگیرهای دوستان تونستیم اجازه ی خرید اقلام خوراکی خصوصا میوه رو داشته باشیم. در ماه رمضان ساعت ۴ صبح نهار میدادند که مجبور بودیم نهار و سردی صرف کنیم و این قانون زندان برای کسانی که روزه نبودند اعمال میشد.

در جوابتون به اسمتون رفیق به کتاب ریچارد براتیگان اشاره ای داشتید؟ به شخصه شمارو از نزدیک میشناسم و میدونم اهل مطالعه هستید ایا در زندان رفیق مارسیا دسترسی به مطالعه داشتید؟
فقط کتابخانه ی زندان که اکثر کتب دینی یا رساله و زندگی نامه ی روحانیون ایران از جمله آقای خمینی و خامنه ی بود
چندین بار تقاضای کتاب کردیم ولی باز کتابهای حول همین موارد به کتاب خانه اهدا میشد.

گفتین اسمتون رو از روی کتاب ریچارد براتیگان برداشتین تا جایی که من میدونم معشوقه نویسنده بود چه چیزی در شخصیت مارسیا بود که انتخاب شد؟
عشق این شاعر به این زن با اینکه چندین بار ازدواج کرده بود باز مارسیا رو دوست داشت
و یک شعر زیبا که برای مارسیا در کتاب هی انقدر زیبایی که باران گرفته است و سروده بود مارسیا بدون هیچ توقعی ریچارد دوست داشت.

رفیق مارسیا، از نظر شما آیا سیستم آموزش و پرورش مبتنی بر اصول مذهبی چه تبعاتی در آینده کودکان خواهد داشت؟


اینکه کودکان بدون درک درستی ازدین و مذهب کورکورانه مذهبی و انتخاب میکنند که مسلما در آینده برای آنها تبدیل به یک کابوس خواهد شد و چون بدون آگاهی انتخاب کردند باعث میشه در روند زندگی و نگرش آنها به انسانها و جامعه مشکلاتی پیش بیاد.

به عنوان یک فعال سیاسی که تجربه زندان را دارید آیا شرایط و حقوق زندان برای زندانیان غیر فارس برابر است؟

مسلما پاسخ این سوال خیر است
خیلی از زندانیان غیر فارس نه کسی آنها رو میشناسه نه هیچ رسانه ی قصد پرداختن به اون هارو داره حتی وکیلی هم برای دفاع از اونها داوطلب نمیشه و اکثرا حبسهای طولانی مدت برای اونهارو صادر میشه.
متاسفانه اخبار در مورد زندانیان سیاسی به صورت گزینشی صورت میگیره حمایت رسانه ی و مالی فقط برای عهدهای هست که قریب ۹۰ درصد زندانیان فارس هست و اقلیتها همیشه در حاشیه قرار میگیرند.
حتی این حمایت هم در مورد خانوادهای زندانیان هم باز به صورت گزینشی هست
و عده ی سمبل مبارزات میشند و عده ی هم در سایه قرار میگیرند و این روند همیشه در حال تکراره.

نقش زنان و بیداری زنان در مبارزه علیه ستم را چطور ارزیابی میکنید؟

تا زمانی که جامعه ی زنان ما تربیت نشود یعنی تعلیم و تربیت و آموزش صحیح نبیند نمی تواند متصور شد که جامعه می تواند به سر منزل مقصود برسد.
اساسا ما جوامعی را پیشرفته می دانیم که حقوق و آزادی زن تضمین شده است.
یعنی معیار پیشرفته بودن یا معیار خوشبختی در جامعه ای ارتباط مستقیم به موضوع برابری و ازادی زن دارد.
نقش زنان در تمام عرصه ها نقش کلیدی ست تا زمانی که این نقش کامل ایفا نشود امکان پیروزی نداریم امکان رهایی نداریم
زن تنها سکس نیست . زن تمام زندگی ست.

دیدگاهتون به نقش رسانه ها در پوشش اقدامات و اخبار سیاسی و حقوقی چیه؟


هر کنش سیاسی تا زمانی که جلوه های عیانی خود را در افکار و انظار اجتماعی به رخ نکشیده و در پستو های ذهنی باقی مانده نمی تواند زمینه ی بروز دگرگونی یا واکنش مخاطب را بر انگیزد مهم ترین رسالت رسانه در واقع پلی شدن میان کنش سیاسی یا اجتماعی با طبقات مخاطب است اما در کلنی و جغرافیای ما رسالتی دیگر نیز بر عهده ی رسانه است و آن همانا اطلاع رسانی مکرر و مداوم از کنشگران سیاسی چه آنان که در حال مبارزه هستند و چه آنان که بەنوعی به اسارت حاکمان در آمدەاند.

اطلاع رسانی رسانه ها خود سپر محافظتی نیم بندی حداقل در مقابل حاکمیت ایجاد می کند تا نتوانند از قوه ی قهریه ی نامتناسب به خوبی بهره ببرند یعنی تاثیر واکنش افکار عمومی و فشار افکار عمومی به خوبی بر قدرت استقامت اسیر و اجتناب و ترس اسیر کننده قابل مشاهده است در واقع می خواهم بگویم رسانه و اطلاع رسانی همچنان که خود بازوی مهمی در رساندن صدای مبارزه و کنش های اجتماعی و سیاسی ست همانقدر هم‌در هنگام بروز اسارت موجب رهایی یا کاسن از آلام و فشارها و تقویت روحی کنشگر است.

مسئله حقوق بشر در روژهلات بخصوص ایلام را چطور ارزیابی میکند و بنظر شما که چه تاثیر بر زندگی مردم دارد؟

اگر حقوق بشر را همان تعریفی که در منشور حقوق بشر آمده و تمام‌ ملل دنیا از جمله ایران بر سند آن امضا زده اند بگذاریم ، اگر چه در بسیاری از نقاط دنیا عملا ما با نقض فاحش آن مواجه هستیم اما همین تعریف همانند هر نیاز طبیعی و جسمی انسان حائز اهمیت و مهم است. در سایه ی برابری و عدالت در جامعه است که پیشرفت حاصل می شود شما ببینید هر کجا با نقض فاحش حقوق اولیه ی انسان ها مواجه بوده ایم نه تنها آن منطقه از پیشرفت به دور مانده بلکه دچار فقر اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی شده است. از آن روست که می بینیم مناطقی از کوردستان خصوصا ایلام جزو محروم ترین استان های جغرافیای یران قرار گرفته اند. محروم تر از سیستان و بلوچستان.

آمار وحشتناک خودسوزی زنان و خودکشی زنان در این اجتماع با فقر بی امانی که دامن خانواده ها را گرفته است هرگز ذهن حاکمان را مشغول خود‌ نمی کند.
حقوق بشر و عدالت است که موجب ایجاد فرصت های اقتصادی و فرهنگی و کسب و کار و توسعه می شود همان چیزها که در منطقه ی ایلام نه تنها دیده نمی شود بلکه همان مجراهای کوچک معاش نیز هر روز به شکلی تنگ تر و محدود می شود.
کوردستان برغم جغرافیای فوق العاده ثروتمند از دیرباز رنج نا عدالتی و ظلم را بر شانه های خود دیده و با محرومیتی غیر قابل درک دست به گریبان است و گویی این درد را هیچ حاکمیتی نمی بیند اما ایلام سرآمد محرومیت این جغرافیاست آنچنان که در نمودارهای توسعه و پیشرفت و ترقی همیشه در رده ی آخر نشسته و گویا قرار نیست از این رده خارج شود.

رفیق مایه سر افرازی که دقایقی رو در خدمتتون بودیم میدونید که بعد از پخش این مصاحبه ممکنه فشار هایی از طرف حکومت بهتون وارد بشه با وجود این موضوع ایا اجازه نشر این مصاحبه رو داریم ؟

بله اجازه دارید و من خودم خواستار این مصاحبه شدم

بالاتر از سیاهی رنگی نیست

حرف اخرتون رفیق؟

و دراخر
بر در دیوار زندانها بنویسید
شرافت نسل ما فروشی نیست.

پی نوشت: این مصاحبە توسط یک روزنامەنگار آزاد و داوطلب مسائل حقوق بشری انجام گرفتە است بە همین دلیل انتخاب کلمات خطابی چون “رفیق” دیدگاە مصاحبە کنند می باشد.

مصاحبە کنند: میلاد مهرابی

دیدگاهتان را بنویسید