ایران جزء صدرنشینان انتهای جدول کشورها با بزرگترین شکافهای جنسیتی

ک.م.م.ک:

ایران جزء صدرنشینان انتهای جدول کشورها با بزرگترین #شکافهای_جنسیتی
لیست کشورهای منتشر شدە توسط مجمع #اقتصاد_جهانی برای سال 2023 نشان می دهد کە کشور ایران در میان 146 کشور حاضر در این لیست در جایگاە 143 قرار می گیرد.


شاخص شکاف جنسیتی یا نابرابری جنسیتی نمایه ای برای اندازه گیری اختلاف جنسیتی است از این رو مواردی همچون امکانات دسترسی زنان به تحصیل، شرکت در امور اقتصادی و سیاسی و نیز بهداشت و درمان عمومی مورد ارزیابی قرار می گیرد.


طبق تعریف کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان تبعیض جنسیتی عبارت است از” قائل شدن به هرگونه تمایز، استثناء یا محدودیت بر مبنای جنسیت… در زمینه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدنی یا هر زمینه دیگر”
نابرابری جنسیتی را می توان از ابعاد گوناگونی بررسی کرد در اینجا دو بعد فرهنگی-اجتماعی و قانونی شکاف و یا نابرابری جنسیتی مورد اشاره قرار می گیرند.


در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به طور واضح قوانینی به چشم می خورند که نابرابر بودن دو جنسیت مرد و زن، که پشتوانەای فرهنگی-اجتماعی نیز دارد، را نهادینه می کند.


ارث، دیه، حق طلاق و حضانت فرزند، حق مسافرت و … از موارد مشهود نابرابری جنسیتی قانونی در قانون اساسی ایران هستند که مورد حمایت قشر محافظه کار و سنتی جامعه نیز قرار دارد.


این موانع قانونی در شکل حضور و مشارکت حداقلی زنان در امور اقتصادی و سیاسی نمود پیدا کرده است.،شاخص اشتغال نزدیک به 15 درصدی زنان و انتصاب تنها یک وزیر زن در طول حیات و حاکمیت جمهوری اسلامی ایران گویای اختلاف فاحش جنسیتی است.


عدم تمایل برای تغییر قوانین نابرابر در نظام حقوقی و ایجاد فرصت برای مشارکت زنان در امور اقتصادی و سیاسی، عدم پروژه های کارا در جهت حمایت از توانمند سازی زنان و یا مقابله با جریان ها و جنبش ها حاوی مطالبات برابری خواهانه موجب شده است که جایگاه ایران در انتهای لیست کشورها با بزرگترین شکاف جنسیتی همواره سیری نزولی داشته باشد.


در این رابطه می توان به جنبش اخیر، جنبش ” #ژن_ژیان_ئازادی” اشاره کرد که تمایز و تفاوت های میان جنسیت را به گونه ای برجسته نمایان ساخت و خواستار گذار از قوانین سیستماتیک و هدفمند نابرابری جنسیتی، اتنیکی و اقتصادی با تاکید بر سه اصل “ژن” به عنوان نماد انسان، انسانی که کرامت ایشان پایمال شده و “ژیان” به مسابه گرانمایه ترین سرمایه انسان و در نهایت “ئازادی” بە عنوان مهمی کە حافظ دو اصل ابتدا است، سعی در ایجاد تغییر در ساختار نابرابر حاکم داشت و دارد.


این جنبش نەتنها ساختار مستبدانه و نابرابرانه حاکمیت ایرانی را به چالش می کشد بلکه مجموع هنجار ها و سنتهای حاکم بر جامعه مدنی را نیز می مورد نکوهش قرار می دهد. سنتها و آداب و رسوم که به تفاوت قائل شدن میان زن و مرد، فرزند پسر و دختر زن و شوهر و… می انجامد و تحت عناوینی همچون احترام، حفظ آداب و رسوم اجدادی، مصادیق خشونت را عادی و بر حق جلوه می دهند.
حاکمیت در دوره های گذشته با اعمال و سیاست های خود ثابت کرده است که خواهان هیچ گونه تغییری در راستای بهبود بخشیدن به وضع موجود نیست و یگانه گزینه ای که پیش پای خواستاران تغییرات اساسی می گزارد، گذار از حاکمیت کنونی است.

ئەڤین حەلیم

دیدگاهتان را بنویسید