(KMMK)
(۳آذر تا ۲۲ آذر ۱۴۰۴)
سه هفتهی دیگر گذشت؛
سه هفتهای آکنده از مرگ، خشونت و فقدان، در جغرافیایی که زیستن هر روز دشوارتر میشود.
در ایران، خودکشی، قتل و زنکشی نه پدیدههایی جداگانه یا حاصل «انتخاب فردی»، بلکه پیامد مستقیم ساختاری سرکوبگر، فقر سیستماتیک، بیعدالتی مزمن و فروپاشی حمایتهای اجتماعیاند.
در سه هفتهی اخیر، دستکم هشت نفر در شهرهای مختلف کوردستان و غرب ایران جان خود را از دست دادهاند یا اقدام به خودکشی کردهاند؛ رخدادهایی که هر یک نشانهای از فشارهای شدید روانی، اقتصادی و اجتماعی هستند:
• سیامک عثمانی – بوکان
• الیاس عباسپور – ارومیه
• بهاءالدین معروفی – مهاباد
• آرمان حسینی – بانه
• توران احمدپور – پیرانشهر
• امید حسینی – سقز
• مسعود ویسی – کرمانشاه
• شریعت عقابی – کرمانشاه
همچنین در این بازهی زمانی، دو پرستار جوان در کرمانشاه اقدام به خودکشی کردند:
• میلاد مروتی – پرستار
• شیدا ارزانی – پرستار
اقدام به خودکشی در میان کادر درمان، بازتاب مستقیمی از فشار کاری، فرسودگی روانی، ناامنی شغلی و فقدان حمایتهای نهادی در نظام سلامت ایران است.
این مرگها و تلاشها برای پایان دادن به زندگی، نه نشانهی ضعف فردی، بلکه نتیجهی انسداد امید، فقر، بیکاری، سرکوب و چشماندازی تیره از آیندهاند.
در سه هفتهی گذشته، دستکم سه مورد زنکشی در کوردستان ثبت شده است؛ قتلهایی که مستقیماً ریشه در مردسالاری ساختاری، خلأ قانونی و مصونیت عاملان خشونت دارند:
• یاسمین پیلهور – نهاوند، کشتهشده توسط برادر
• زینب حاتمی نظری – کهگیلویه و بویراحمد، کشتهشده توسط پسرخاله
• لیلا آذری – بوکان، کشتهشده توسط همسر سابق
زنکشی در ایران یک مسئلهی صرفاً اجتماعی یا خانوادگی نیست؛
پدیدهای سیاسی است که در سایهی نبود قوانین حمایتی، نابرابری حقوقی، و مجازاتهای سبک برای عاملان قتل زنان، هر روز بازتولید میشود.
در چنین ساختاری، جان زنان کمارزش تلقی شده و خشونت علیه آنان عادیسازی میشود.
در ادامهی چرخهی خشونت، دستکم شش نفر در جریان درگیریهای خیابانی و اختلافات خانوادگی جان خود را از دست دادهاند:
• رضا فرهادپور – نهاوند
• سلیمان سیاهکمری – کرمانشاه
• قادر یونسپور – اشنویه
• یونس رعدی – ایلام
• مجید مرادی – کرمانشاه
• احسان مروتی – کرمانشاه
همچنین در یک اختلاف خانوادگی در روستای گولان از توابع ارومیه، سه نفر به قتل رسیدند:
• شمسالدین حکیمی
• قدرت حکیمی
• علی حکیمی
افزایش قتلهای خانوادگی و خیابانی، نتیجهی مستقیم فروپاشی امنیت اجتماعی، فشارهای اقتصادی، نبود سازوکارهای حل اختلاف و گسترش خشونت نهادینه در جامعه است.
خودکشی، قتل و زنکشی در ایران حوادثی منفرد یا تصادفی نیستند.
اینها قتلهای سیستماتیکیاند که در بستر سیاستهای سرکوبگرانه، فقر گسترده، تبعیض، بیکاری، گرانی افسارگسیخته، اعدام، بازداشتهای خودسرانه، تبعید فعالان، کشتار کولبران و انسداد کامل آینده شکل میگیرند.
در کوردستان، فشارهای چندلایهی حکومت ایران نقش پررنگی در تولید این خشونتها دارد؛
جایی که زندگی روزمره به میدان بقا بدل شده و مرگ، نتیجهی قابل پیشبینی این وضعیت است.
تا زمانی که ساختارهای تبعیض، سرکوب و بیعدالتی پابرجا هستند، این چرخهی مرگ متوقف نخواهد شد.
(این گزارش بر اساس اطلاعات منابع محلی گردآوری شده و بهدلیل سانسور و نبود شفافیت رسمی، احتمال نقص دادهها وجود دارد.)
ث.م

