(۳۰ تیر تا ۷ مرداد ۱۴۰۴)
تهیهشده توسط جمعیت حقوق بشر کوردستان (KMMK)
در جغرافیای ایران به ویژه (کوردستان )، هر خودکشی یک زنگ هشدار است؛ اما این هشدارها برای حاکمیتی که مردم را قربانی سیاستهای فقرآفرین و سرکوبگر خود کرده، هیچ اهمیتی ندارد. خودکشیها اغلب در سایه فقر شدید، بیکاری، ناامیدی مطلق و نبود هیچ افق روشن اجتماعی یا روانی رخ میدهند.
در ایران، خودکشیها به (مرگ تدریجی)تعبیر میشوند؛ مرگی که نه ناشی از تصمیم شخصی، بلکه نتیجه فشارهای ساختاریست. اینها قتلهای سیستماتیک با تأخیر هستند.
قربانیان خودکشی این هفته:
• خالد ابوبکرنام – اشنویه
• نیما شنگه – اشنویه
• رسول بداغی – ایذه
• زهرا دلاوند – کنگاور
• قادر رسولی – هرسین
• فریده روشنی – لکستان
• فرهاد موسوی – کرمانشاه
• ایلین عبدالحسینپور – میاندوآب
هر یک از این اسامی، فریادی خاموش است از دل مردمی که دیگر تاب آوردن ندارند. ویرانی اقتصادی، نبود آزادیهای فردی، نابودی امید، و رشد افسارگسیختهی قیمتها ؛از جمله قیمت نان که چند برابر شده ؛ همه و همه از عواملیاند که مردم را به سمت پرتگاه میبرند.
قتلهای خیابانی و خانوادگی:
قتلهایی که در خیابان یا در خانه رخ میدهند، نشانهای از گسست اجتماعی و خشمی هستند که نتیجهی مستقیم سیاستهای ظالمانه و ناکارآمد جمهوری اسلامیاند. در جامعهای که عدالت و امنیت اجتماعی وجود ندارد، خشونت افسارگسیخته است.
قربانیان قتلهای خیابانی و خانوادگی این هفته:
• علی عبدلی – کرمانشاه
• میثم کبیری – میاندوآب
• باقر رضایی – بوکان
• سجاد کریمی – شاباد
• رزگار یوسفی – ربط
• محمد محمدی – مهاباد
درگیریها، اختلافات خانوادگی و قتلهای مسلحانه، نتیجهی سیاستیست که ملت را خشمگین، بیپناه و در آستانه انفجار رها کرده است.
در سایهی سرکوب، فقر و بیعدالتی ساختاری، مرگ به بخشی از زندگی روزمرهی مردم تبدیل شده. خودکشی، قتلهای خیابانی و زنکشی، پیامدهای طبیعی سیستمیست که تنها به حفظ قدرت خود میاندیشد، نه زندگی مردم.
سکوت در برابر این جنایات، یعنی شریک شدن در این ماشین مرگ.
این گزارش بر اساس منابع میدانی و دادههای محلی گردآوری شده است، در شرایطی که فشارهای امنیتی و سانسور حکومتی دسترسی به واقعیت کامل را دشوار کرده است. آنچه میبینیم، تنها سطح فاجعه است. عمق آن، هنوز در تاریکی مانده…
ث -م

