سیل خودکشی ها در ماه گذشته


خودکشی یا خودآزاری به قصد خاتمه دادن به جان خود موضوع و مسئلە جدیدی نیست و شهروندان جامعە ما تقریبا روزانە با یک یا چند مورد در رابطه با پایان بخشیدن به زندگی خود از سمت اطرافیان و یا همشهریان روبرو هستند.
طبق تعریفی که فروید, روانکاو بنام قرن بیستم از خودکشی ارائە دادە است, خودکشی را می توان “نهایت خشم معطوف به خود، ناشی از ناخودآگاه فردی” دانست. ولی در ادامە تحقیق و پژوهش های بعدی در علم روان شناسی مشخص گردید که میبایست میان خودکشی و قصد خودکشی تمایز قائل شد. چون تعدادی از اشخاصی که دست به خودکشی می زنند هدف ایشان نابودی خویش نیست بلکه میتواند در واکنش به بلایا یا فاجعه به وقوع پیوسته و عدم توانایی در روبرو شدن و کنار آمدن با این مصیبت ها باشد و به نوعی فرار از موقعیت دشوار است.
یک مورد از قصد به خودکشی میتواند برای اعمال فشار بر شخص یا اشخاص دوربر عمدتا خانواده باشد.در مورد دیگر می تواند این عمل را جهت کسب حمایت یا توجه و پشتیبانی دانست.
آنچه آشکار است فارغ از عمل خودکشی یا قصد خودکشی, از دست رفتن شخص است که می تواند آسیب حادی بر اطرافیان وی داشته باشد.
در میان عللی که برای خودکشی ذکر می شود میتوان به اختلالات روانی همانند افسردگی شدید یا اختلال دوقطبی, مصرف مواد و مسائل اجتماعی- اقتصادی اشاره کرد.
نومیدی از وضعیت معیشتی و اقتصادی می تواند نقش بسزایی در ترغیب شخص به اقدم به خودکشی داشته باشد.در جامعه کنونی که سطح انتظارات پیوسته و به شیوه نامعقولی در حال افزایش است, مصرف گرایی بی رویه فرهنگ غالب و عامه پسند ست. برآورده کردن چنین انتظاراتی با وجود اعمال سیاست های خصمانه و عامدانه جلوگیری از پیشرفت و توسعه اقتصادی مناطق کوردستان توسط حاکمیت ایرانی, همواره دشوار تر می شود و شخص که خود را عاجز از محقق کردن خواسته های خود یا غیر خود(اعضای خانواده) می پندارد, متوسل شدن به عملی که نتیجه آن پایان بخشیدن به زندگی خویش است , را تنها راه حل موجود می بیند. در بسیاری از موارد نیز ما با حالت جمعی خودکشی که غالبا تصمیم سرپرست خانواده است, روبرو می شویم که شخص از تامین ابتدایی ترین نیازهای بشری صرف حفظ بقا نیز درمانده است و این درماندگی از ادامه زندگی و نبود هیچ چشم انداز روشنی برای آیندە چنان عمیق و تیره است که شخص را مجاب به خاتمه بخشیدن نە تنها به زندگی خود بلکه دیگری(اعضای خانواده)نیز می کند.
گاهی نیز جز مسائل اقتصادی, مسائلی همچون فرهنگ حاکم بر جامعه فرصتی برای خودپروری و توسعه شخصیتی و فکری  افراد را دشوار می کند.در این رابطه می توان گفت که عدم دسترسی شخص به امکانات کافی جهت درمان خود و یا عدم آگاهی احاد جامعه از مقوله حساسی همچون خودکشی, نشانه ها و علایم  قبل از وقوع آن, باعث می شود که چنین مسئلەای همچنان یک تابو در نظر گرفته شود و حتی پس از مرگ شخص, خانواده و همبستگان وی سعی در پنهان, انکار و لاپوشانی فاجعه داشته باشند.
آمار دقیقی از موارد خودکشی در دسترس نیست زیرا حاکمیت که خود مسبب بسیاری از مشکلات اقتصادی خصوصا در کوردستان است, که این نیز به نوبه خود موجب افزایش موارد خودکشی می شود, هیچ گونه امکانات و ابزاری جهت مقابله با روند افزایشی خودکشی بویژه در میان نوجوانان و زنان در نظر ندارد. آنچه که نویسنده بدان امیدوار است این است که افراد جامعه و خانواده و همبستگان حساسیت بیشتری نسبت به هم و وضعیت اقتصادی-روانی یکدیگر داشته باشند زیرا آنان ناجی جز خویش ندارند.
جامعە شناسان بر این باورند کە فقر و گرسنگی وسعت دید را کوتاە کردە و امید و حتی مبارزە برای زندەماندن را نیز بە فنا میکشاند، سردمداران نظم حاکم خوب میدانند با وضعیت و ذهنیتی کە برای چپاول در برگرفتەاند نبایستی وضعیت معیشتی و فرهنگی مردم از این بهتر شود زیرا بەجای خودکشی و افتادن بە جان خویش بەجان ما می افتند. بنابراین با چنین رویکرد و ابزارهایی کە در جامعە موجود است و تمامی سلاحها و عوامل در دست حاکمیت است جز گذر از این هیولای دژخیم چارەای وجود ندارد و افسردگی و دلزدگی آنقدر بال کشیدە کە حتی مردمان مرفە هم امیدی بە زندگی در چنین جامعەای پر از طلاطم و بحران ندارند

جمعیت حقوق بشر کوردستان

دیدگاهتان را بنویسید