سنندج؛ نحوه‌ی برگزاری مراسم دادگاهی ژینا مدرسی از بازداشت شدگان انقلاب ژن‌، ژیان، ئازادی بە اقرار خودش

ک.م.م.ک:

ژینا مدرسی از بازداشت شدگان انقلاب وخیزش ژن، ژیان، ئازادی همچون بازداشت شدگان دیگر در يک دادگاه امنیتی برگزار گردید، ولی تنها هدف این دادگاهی‌های اخیر امضای یک برگ توبه نامه وخردکردن شخصیت بازداشت شدگان بوده، در اینجا واقعیت چگونگی برگزاری دادگاه را به اقرار خودش دقیقا ّبه‌ اطلاع عموم مردم خواهيم رساند.

دادگاهیم یکشنبه ۲۳ بهمن برگذار شد. پنج شنبه که وکیلم (آقای عبدالهی) برای آخرین مرور پرونده به دادگاه رفته بودند متوجه شدند که قاضی‌ام را از آقای سعیدی شعبه‌ یک انقلاب سنندج به رئیس دادگستری سنندج آقای اکبری با دستور تهران تغییر داده‌اند. جلسه برگذار شد اقای قاضی اکبری پروندەی من را نخوانده بود و تازه داشت تورق می زد. بیشتر از این که یک جلسه‌ی دادگاهی باشد، جلسه‌ی نصیحت و تحلیل وقایع البتە از دید ایشان بود. در نهایت گفت پرونده‌ات را بعدا می خوانم ولی تو دفاعیه‌ات برای (تبلیغ علیه نظام) بنویس. من و وکیلم دفاعیه را نوشتیم…

در آخر سر فرم عفو را به من دادند که در آن نوشته بود: اینجانب….. فرزند….با شماره پرونده…..از جرمی که مرتکب شده‌ام نادم و پشیمانم. تعهد می دم که تکرار نشود و در راستای اهداف نظام جمهوری اسلامی ایران باشم. (شاید با تغییراتی جزئی چون دقیق دقیق جمله بندی را به یاد ندارم…

من فرم را امضا نکردم چون به قاضی گفتم که خودم را مجرم نمی دانم که بابتش نادم و پشیمان باشم و طبق قانون هم در حالت کنونی در پرونده‌ام فعلا متهم هستم نه محکوم. چند بار اصرار کردند که امضا کنم چون به نفع پرونده‌ام است ولی همچنان اصرار داشتم که مجرم نیستم. به من گفت که…
من سیاه نمایی کرده‌ام. با گزارشات، نوشته‌هایم، اکت وکارهایم، عکسهایم در نمایشگاه‌ها و حتی عنوان کتابهایی که پیشنهاد خرید و مطالعه‌شان را در کتابفروشی‌ام می دهم. همه در پرونده‌ام بودند. گفت می دانیم مردم در سختی و مشقت هستند بخصوص از لحاظ اقتصادی ولی راه حل این نبود که اتفاق
افتاد.و اگر قضیه را جمع و جور نمی کردیم الان به سوریه دوم تبدیل شده‌ بودیم. گفت که پرونده‌ را می‌خواند و با توجه به دفاعیه من حکم صادر می کند. قضیه‌ی امضا کردن فرم عفو این روزها خیلی مطرح می شود.‌ پس از توضیحات وکیلم متوجه شدم که عفو برای محکومینی که مدتی مشخص از حبسشان
گذشته جبر است و انتخابی نیست. آنها هیچ فرمی امضا نکرده‌اند و از زندان آزاد شده‌اند ولی برای متهمین انتخاب است. من فکر می کنم که ما نمی توانیم بازداشتی ها را با توجه به امضا کردن یا نکردن قضاوت کنیم. خیلی ها را دیده‌ام که زندگی‌شان طوری بوده و هست که دیگر تحمل هیچ فشار و هزینه‌
دیگر را ندارند. مادرانی که بچه کوچک دارند. کسانی که دچار تروماهای حادی شده‌اند. پسر همجنسگرایی که ترس از رفتن به زندان مردان را دارد که مورد اذیت و ازار (حتی روانی) قرار گیرد. کسانی که بیماری جسمی، یا افسردگی و… داشته‌اند و و و
نه کسی که امضا می‌کند شکست خورده و مخبر و خائن است! نه کسی که امضا نمی کند قهرمان! مراقب تفرقه‌ها باشیم.

ع.ر

دیدگاهتان را بنویسید