رئیسی, رئیس هیئت مرگ در هیئت رئیس جمهوری اسلامی ایران


KMMK:
امید مردم و جوامع ایران در انقلاب سال ١٣٥٧، این بود کە زندگی شایستە و کرامتمند داشتە باشند، حقوق انسانی اشان محترم شمردە شود و آزادی و دمکراسی بە جای دیکتاتوری و خفقان حاکم شود. این امید بسیار زود بە ناامیدی تبدیل شد و خمینی و اشقیای اعوان و انصارش رژیمی مبتنی بر ترس، سرکوب و اعدام را بر ایران مستولی کردند. در این میان، سهم خلقهای ساکن ایران بەویژە مردم شرق کوردستان از این ماشین جنایت کە نام جمهوری اسلامی ایران بر آن نهادە بودند، از همگان بیشتر است.
در آن سالها لشکری سیاه اندیش و سیاە کردار از پیروان خمینی بە کوردستان سرازیر شدند. اعضای سپاه پاسداران و جوخەهای مرگ و حاکمان بر شرع، هر آنچە کە را در سالهای بعد در دیگر مناطق جغرافیای ایران بر سر دگراندیشان، فعالین چپ و جنبش زنان و دانشجویان آوردند، ابتدا در کوردستان آزمودند. کوردستان آزمایشگاه خبرە شدن سپاهیان و دادستانهایی بود کە بعدها در هیئت مرگ قبای جنایت بە دوش انداختند.
ماشین ارعاب و سرکوب نظام ولایی ابتدا در کوردستان بە کار افتاد و سپس در دیگر جاهای ایران بە میدان آمد. یکی از مهرەهای سیستم اعدامی کە جمهوری اسلامی ایران بنیان نهاد ابراهیم رئیسی است. در واقع او هویتی غیر از هویت و کارنامەای غیر از کارنامەی دادستانها و حاکمان شرع دادگاهای انقلاب جمهوری اسلامی ایران ندارد. کسانی کە تحت فرمان او بە دستگاه قضای رژیم حاکم بر ایران راه یافتند، سیستمی را بنا نهادند کە اعدام یگانە نشانەی آن است و رئیسی بە عنوان رئیس این سیستم نماد اعدام.
امروزە بسیار سخن از کشتار ٦٧ میرود. بی آنکە زمینەهای این کشتار و کشتارهای قبل از آن در کوردستان، اهواز و ترکمن صحرا آشکار شود. رسانەهای وابستە بە قدرتهای هژمونگرا، هربارە سخن از این میگویند کە رئیسی نقش کلیدی در کشتار ٦٧ داشتە است. خبرنگاران وابستە بە رسانەهای جریان غالب کردارهای رئیسی را بە او گوشزد میکنند. گویی قتلعام تنها مختص بە این “آیت‌اللە قتل‌عام” است.
سوالی کە در اینجا گریبان هر انسان صاحب وجدانی را میگیرد این است کە اعدام ٥٩ جوان مهابادی، اعدام جوانان سنەی (سنندجی) و در فرودگاه این شهر، اعدام خواهران کعبی و بسیاری دیگر از قتلعام‌هایی کە همفکران رئیسی در کوردستان مرتکب شدەاند، بە لحاظ ماهویی چە تفاوتی با اعدامهای ٦٧ دارد؟

فتوای خمینی در ٢٨ مرداد ١٣٥٨ همان فرمان بە قتل عام مرد و زن و کوچک و بزرگ کوردستان است. فتوایی کە کسانی همچون رئیسی سهم دار و فرمانبردار آن هستند. اما آیا این تنها رئیسی است کە در این خوان جنایت سهیم است؟

اکنون مذاکراتی برای احیای برجام میان ایران و آمریکا و با نظارت روسیە، چین و اروپا در جریان است. همزمان با آن رژیم ایران در ضعیف ترین وضعیت سیاسی و اقتصادی است و حاکمان بر ایران از هر فرصتی استفادە میکنند کە بلکە خود را از ابربحرانهای خودکردەاشان نجات دهند. پایەهای قدرتشان سست تر از همیشە است و میدانند کە توان و رمقی برای ادامە ندارند و اگر زودتر تن بە خواستەهای قدرتهای جهانی ندهند، اسباب قدرتشان را سیلاب حوادث خواهد برد. در طرف دیگر آمریکا است کە تا جمهوری اسلامی را وادار بە تمکین تام و تمام از خواستەهایش کند. در این میان حقوق بشر کارتی است کە طرفهای این نامعادلە هر از گاهی برای فشار بر دیگری آن را بە پیش میکشند و برجستە تر کردن و بە خاطر آوردن جنایت رئیسی تنها در راستای این سیاست است و هیچ نیت حقوق بشری در پشت آن نیست.
پ.ه